|
حال و هواي شهرمون امروز چقدر صفا داره آخه بي بي شهرمون زائر كربلا داره رفتم منم بهش بگم زيارتت قبول باشه برا تبرك بگيرم خاكي كه رو لباسشه رفتم بهش بگم كه از كرب و بلا برام بگه بهش بگم از حرم ارباب با وفا بگه رفتم منم سوغاتيمو بگيرم از دست خودش رفتم بگم حسين حسين اون كه شدم مست خودش ولي يه صحنه عجيب دل منو خدائي كرد ديدن اون صحنه اون همه محله رو هوايي كرد ديدم مسافر بي بي از خود لاهوت اومده زائر كربلاي ما ميون تابوت اومده محله غرق گريه شد ولي بي بي گريه ميكرد برا جوون خوشگلش شادي دومادي ميكرد ميگفت مسافرم ديگه به خونه اومد ز سفر حسابي سر بلند شدم اگر چه اون نداره سر
+ نوشته شده در دوشنبه 5 بهمن1383ساعت 7 قبل از ظهر  توسط MV
|
|
|